بیوگرافی و زندگی نامه

استالین کیست؟ (زندگی، جنایات و نقش ژوزف استالین در تاریخ)

استالین کیست؟ بیوگرافی کامل رهبر شوروی و دوران حکومت او

شاید تابه‌حال نام جوزف استالین به گوشتان خورده باشد. در این محتوا می‌خواهیم ببینیم استالین کیست؟ جوزف استالین بیش از دو دهه بر اتحاد جماهیر شوروی حکومت کرد. درحالی‌که روسیه را مدرنیزه می‌کرد و به شکست نازیسم کمک می‌کرد، حکومت مرگ و وحشت را برقرار ساخت.

استالین به‌عنوان دبیرکل حزب کمونیست در روسیه به قدرت رسید و پس از مرگ ولادیمیر لنین به دیکتاتور شوروی تبدیل شد. استالین صنعتی‌سازی سریع و اشتراکی‌سازی زمین‌های کشاورزی را اجباری کرد.

در نتیجه میلیون‌ها نفر بر اثر قحطی جان باختند و دیگران به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شدند. در ادامه با زندگی و مسیر او بیشتر آشنا خواهید شد.

بیوگرافی جوزف استالین

۱۸ دسامبر ۱۸۷۹، در روستای دهقانی گوری در گرجستان، یوسف ویساریونوویچ جوگاشویلی که بعدها با نام ژوزف استالین شناخته شد به دنیا آمد.

استالین، پسر بساریون جوغاشویلی، یک کفاش و کتوان گلادزه، یک رخت‌شور، بود. در سن ۷ سالگی به آبله مبتلا شد و صورتش زخم برداشت.

چند سال بعد، او در یک تصادف کالسکه مجروح شد که باعث تغییر شکل جزئی بازوی چپ او شد. بچه‌های دیگر روستا با او بی‌رحمانه رفتار می‌کردند و حس حقارت را در او القا می‌کردند.

به همین دلیل، استالین تلاش برای بزرگی و احترام را آغاز کرد. او همچنین نسبت به کسانی که با او مخالفت می‌کردند، رفتاری بی‌رحمانه داشت.

ورود به کلیسا

مادر استالین، یک مسیحی ارتدکس روسی معتقد بود که می‌خواست پسرش کشیش شود. در سال ۱۸۸۸، او موفق شد او را در مدرسه کلیسا در گوری ثبت‌نام کند. استالین در مدرسه نمرات خوبی کسب کرد و تلاش‌هایش باعث شد در سال ۱۸۹۴ بورسیه تحصیلی مدرسه الهیات تفلیس را دریافت کند.

یک سال بعد، استالین با مسامه داسی، یک سازمان مخفی که از استقلال گرجستان از روسیه حمایت می‌کرد، ارتباط برقرار کرد. برخی از اعضای آن سوسیالیست بودند که او را با نوشته‌های کارل مارکس و ولادیمیر لنین آشنا کردند. استالین در سال ۱۸۹۸ به این گروه پیوست.

اگرچه استالین در مدرسه علمیه عالی بود، اما در سال ۱۸۹۹ آنجا را ترک کرد. روایت‌ها در مورد دلیل آن متفاوت است؛ سوابق رسمی مدرسه حاکی از آن است که او قادر به پرداخت شهریه نبود و انصراف داد.

همچنین گمانه‌زنی می‌شود که به دلیل دیدگاه‌های سیاسی‌اش که رژیم تزاری نیکلاس دوم را به چالش می‌کشید، از او خواسته شد آنجا را ترک کند.

استالین تصمیم گرفت به خانه بازنگردد، اما در تفلیس ماند و وقت خود را وقف جنبش انقلابی کرد. مدتی به‌عنوان معلم خصوصی و بعداً به‌عنوان کارمند در رصدخانه تفلیس مشغول به کار شد. در سال ۱۹۰۱، به حزب کارگر سوسیال دموکرات پیوست و تمام‌وقت برای جنبش انقلابی کار کرد.

ورود استالین به کلیسا

انقلاب روسیه

در سال ۱۹۰۲، او به دلیل هماهنگی یک اعتصاب کارگری دستگیر و به سیبری تبعید شد که اولین مورد از دستگیری‌ها و تبعیدهای متعدد او در سال‌های نوپای انقلاب روسیه بود. در این دوران بود که او نام استالین را برای خود برگزید که در زبان روسی به معنای فولاد است.

اگرچه استالین هرگز سخنران قوی مانند ولادیمیر لنین یا روشنفکری مانند لئون تروتسکی نبود، اما در عملیات عادی انقلاب، از جمله برگزاری جلسات، انتشار اعلامیه‌ها و سازماندهی اعتصابات و تظاهرات، سرآمد بود.

پس از فرار از تبعید، او توسط اوخرانکا (پلیس‌مخفی تزار) به‌عنوان یک یاغی شناخته شد و به کار خود در خفا ادامه داد و از طریق سرقت، آدم‌ربایی و اخاذی پول جمع‌آوری می‌کرد.

استالین به دلیل ارتباط با سرقت از بانک تفلیس در سال ۱۹۰۷ که منجر به چندین مرگ و سرقت ۲۵۰،۰۰۰ روبل (تقریباً ۳.۴ میلیون دلار آمریکا) شد، بدنام شد.

در فوریه ۱۹۱۷، انقلاب روسیه آغاز شد. تا ماه مارس، تزار از سلطنت کناره‌گیری کرد و در حصر خانگی قرار گرفت. برای مدتی، انقلابیون از یک دولت موقت حمایت کردند و معتقد بودند که انتقال آرام قدرت امکان‌پذیر است.

اما در آوریل ۱۹۱۷، لنین، رهبر بلشویک‌ها، دولت موقت را محکوم کرد و استدلال نمود که مردم باید قیام کنند و با تصرف زمین‌ها از ثروتمندان و کارخانه‌ها از صنعتگران، کنترل اوضاع را به دست گیرند. تا اکتبر، انقلاب کامل شد و بلشویک‌ها کنترل اوضاع را در دست داشتند.

رهبر حزب کمونیست

دولت نوپای شوروی پس از انقلاب، دوران خشونت‌آمیزی را پشت سر گذاشت، زیرا افراد مختلف برای کسب موقعیت و قدرت با هم رقابت می‌کردند.

در سال ۱۹۲۲، استالین به سمت تازه‌تأسیس دبیرکل حزب کمونیست منصوب شد. اگرچه در آن زمان پست مهمی نبود، اما به استالین کنترل تمام انتصابات اعضای حزب را می‌داد و به او اجازه داد پایگاه خود را تقویت کند.

او انتصابات زیرکانه‌ای انجام داد و قدرت خود را چنان تثبیت کرد که در نهایت تقریباً همه اعضای فرماندهی مرکزی موقعیت خود را مدیون او بودند.

زمانی که متوجه شدند، او چه کرده است، خیلی دیر شده بود. حتی لنین که به‌شدت بیمار بود، نتوانست کنترل اوضاع را از استالین پس بگیرد.

پاک‌سازی بزرگ توسط استالین

پس از مرگ لنین، در سال ۱۹۲۴، استالین تصمیم گرفت رهبری قدیمی حزب را نابود کند و کنترل کامل را به دست خود بگیرد. در ابتدا، او از طریق جابه‌جایی‌های بوروکراتیک و افشاگری‌ها، افراد را از قدرت برکنار کرد.

بسیاری از آن‌ها، از جمله لئون تروتسکی، جانشین احتمالی لنین، به اروپا و آمریکا تبعید شدند. بااین‌حال، بدگمانی بیشتری آغاز شد و استالین به‌زودی حکومت وحشت گسترده‌ای را به راه انداخت، مردم را شبانه دستگیر و در دادگاه‌های نمایشی محاکمه می‌کرد.

رقبای بالقوه به همسویی با کشورهای سرمایه‌داری متهم، به‌عنوان دشمن مردم محکوم و اعدام شدند. دوره‌ای که به پاک‌سازی بزرگ معروف است.

دوره پاک‌سازی بزرگ

اصلاحات و قحطی زمان استالین

در اواخر دهه ۱۹۲۰ و اوایل دهه ۱۹۳۰، استالین با تصرف زمین‌هایی که قبلاً به دهقانان داده شده بود و سازماندهی مزارع اشتراکی، سیاست ارضی بلشویکی را معکوس کرد. این امر اساساً دهقانان را به رعیت، همان‌طور که در دوران سلطنت بودند، بازگرداند.

استالین معتقد بود که نظام اشتراکی تولید مواد غذایی را تسریع می‌کند، اما دهقانان از دست دادن زمین‌هایشان و کار کردن برای دولت متنفر بودند. میلیون‌ها نفر در کار اجباری کشته شدند یا در قحطی متعاقب آن گرسنگی کشیدند.

او همچنین صنعتی‌سازی سریعی را آغاز کرد که در ابتدا به موفقیت‌های بزرگی دست یافت، اما با گذشت زمان به قیمت جان میلیون‌ها نفر و خسارات گسترده به محیط‌زیست تمام شد. هرگونه مقاومتی با واکنش سریع و مرگبار مواجه می‌شد؛ میلیون‌ها نفر به اردوگاه‌های کار اجباری گولاگ تبعید یا اعدام شدند.

جنگ جهانی دوم

هم‌زمان با اینکه در سال ۱۹۳۹ ابرهای جنگ بر فراز اروپا جمع شدند، استالین با امضای پیمان عدم تجاوز با آدولف هیتلر و حزب نازی او، حرکتی به‌ظاهر هوشمندانه انجام داد.

استالین به صداقت هیتلر اطمینان داشت و هشدارهای فرماندهان نظامی خود را مبنی بر بسیج ارتش آلمان در جبهه شرقی خود نادیده گرفت. هنگامی که حمله برق‌آسای نازی‌ها در ژوئن ۱۹۴۱ رخ داد، ارتش شوروی کاملاً آماده نبود و بلافاصله متحمل خسارات عظیمی شد.

استالین چنان از خیانت هیتلر آشفته بود که چندین روز در دفترش پنهان شد. زمانی که استالین دوباره عزم خود را جزم کرد، ارتش‌های آلمان تمام اوکراین و بلاروس را اشغال کرده بودند و توپخانه آن‌ها لنینگراد را محاصره کرده بود.

بدتر از همه، پاک‌سازی‌های دهه ۱۹۳۰ ارتش شوروی و رهبری دولت را تا حدی تحلیل برده بود که تقریباً ناکارآمد شدند. پس از تلاش‌های قهرمانانه ارتش شوروی و مردم روسیه، آلمانی‌ها در نبرد استالینگراد در سال ۱۹۴۳ عقب‌نشینی کردند.

سال بعد، ارتش شوروی در حال آزادسازی کشورهای اروپای شرقی بود، حتی قبل از اینکه متفقین در روز D چالشی جدی علیه هیتلر ایجاد کنند.

استالین و غرب

جوزف استالین از زمان تأسیس اتحاد جماهیر شوروی به غرب بدبین بود و به‌محض ورود اتحاد جماهیر شوروی به جنگ، از متفقین خواست تا جبهه دومی علیه آلمان باز کنند.

هم وینستون چرچیل، نخست‌وزیر بریتانیا و هم فرانکلین دی، رئیس‌جمهور ایالات متحده، استدلال کردند که چنین اقدامی منجر به تلفات سنگین خواهد شد. این امر تنها سوءظن استالین نسبت به غرب را تشدید کرد، زیرا میلیون‌ها روس جان خود را از دست دادند.

همچنان که جریان جنگ به‌آرامی به نفع متفقین تغییر می‌کرد، روزولت و چرچیل با استالین ملاقات کردند تا در مورد ترتیبات پس از جنگ بحث کنند.

در اولین جلسه از این جلسات، در تهران، اواخر سال ۱۹۴۳، پیروزی اخیر در استالینگراد، استالین را در موقعیت چانه‌زنی محکمی قرار داد. او از متفقین خواست که جبهه دومی علیه آلمان باز کنند که آن‌ها در بهار ۱۹۴۴ با آن موافقت کردند.

استالین و غرب

در فوریه ۱۹۴۵، سه رهبر دوباره در کنفرانس یالتا در کریمه با هم ملاقات کردند. با آزادسازی کشورهای اروپای شرقی توسط نیروهای شوروی، استالین دوباره در موقعیت قدرتمندی قرار گرفت و عملاً با آزادی عمل در مذاکره، دولت‌های آن‌ها را سازماندهی مجدد کرد. او همچنین موافقت کرد که پس از شکست آلمان، وارد جنگ علیه ژاپن شود.

اوضاع در کنفرانس پوتسدام در ژوئیه ۱۹۴۵ تغییر کرد. روزولت در آوریل همان سال درگذشت و رئیس‌جمهور هری اس ترومن جایگزین او شد. انتخابات پارلمانی بریتانیا، نخست‌وزیر چرچیل را با کلمنت اتلی به‌عنوان مذاکره‌کننده ارشد بریتانیا جایگزین کرده بود.

در این زمان، بریتانیایی‌ها و آمریکایی‌ها به نیات استالین مشکوک بودند و می‌خواستند از دخالت شوروی در ژاپن پس از جنگ جلوگیری کنند. پرتاب دو بمب اتمی در اوت ۱۹۴۵، ژاپن را پیش از آنکه بتواند با شوروی بسیج شود، مجبور به تسلیم کرد.

روابط خارجی استالین

جوزف استالین که از خصومت متفقین نسبت به اتحاد جماهیر شوروی آگاه بود، با تهدید تهاجم از سوی غرب وسواس پیدا کرد. بین سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۸، او رژیم‌های کمونیستی را در بسیاری از کشورهای اروپای شرقی تأسیس کرد و یک منطقه حائل وسیع بین اروپای غربی و روسیه مادر ایجاد نمود.

قدرت‌های غربی این اقدامات را به‌عنوان مدرکی دال بر تمایل استالین برای قرار دادن اروپا تحت کنترل کمونیست‌ها تفسیر کردند، بنابراین سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را برای مقابله با نفوذ شوروی تشکیل دادند.

در سال ۱۹۴۸، استالین به امید به دست آوردن کنترل کامل شهر برلین، دستور محاصره اقتصادی شهر برلین آلمان را داد. متفقین با پل هوایی عظیم برلین، به این اقدام پاسخ دادند و شهر را تأمین کردند و در نهایت استالین را مجبور به عقب‌نشینی نمودند.

رابطه استالین با کره شمالی

استالین پس از آنکه کیم ایل سونگ، رهبر کمونیست کره شمالی، را به حمله به کره جنوبی تشویق کرد، با این باور که ایالات متحده دخالت نخواهد کرد، شکست دیگری را در سیاست خارجی متحمل شد.

پیش از آن، او به نماینده شوروی در سازمان ملل دستور داده بود که شورای امنیت را تحریم کند، زیرا این شورا از پذیرش جمهوری خلق چین کمونیستی تازه‌تأسیس در سازمان ملل خودداری می‌کرد. وقتی قطعنامه حمایت از کره جنوبی در شورای امنیت به رأی گذاشته شد، شوروی نتوانست از حق وتوی خود استفاده کند.

جوزف استالین چند نفر را کشت؟

طبق تحقیقات، استالین تا ۲۰ میلیون نفر را، مستقیم یا غیرمستقیم، از طریق قحطی، اردوگاه‌های کار اجباری، اشتراکی‌سازی و اعدام‌ها کشته است.

برخی از محققان استدلال کرده‌اند که سابقة کشتارهای استالین به نسل‌کشی می‌رسد و او را به یکی از بی‌رحم‌ترین قاتلان جمعی تاریخ تبدیل می‌کند.

مرگ استالین

اگرچه محبوبیت استالین به دلیل موفقیت‌هایش در طول جنگ جهانی دوم بسیار زیاد بود، اما سلامت او در اوایل دهه ۱۹۵۰ رو به وخامت می‌رفت. پس از کشف یک نقشه ترور، او به رئیس پلیس‌مخفی دستور داد تا پاک‌سازی جدیدی را در حزب کمونیست آغاز کند.

بااین‌حال، پیش از آنکه این فرمان اجرا شود، استالین در ۵ مارس ۱۹۵۳ درگذشت. او میراثی از مرگ و وحشت از خود به‌جای گذاشت، حتی درحالی‌که روسیة عقب‌مانده را به یک ابرقدرت جهانی تبدیل کرد.

چقدر این مقاله واستون مفید بود؟

روی ستاره ها کلیک کنید تا رایتون ثبت بشه

میانگین امتیازات 1 / 5. تعداد رای های شمرده شد: 1

اولین نفری باشید که به این مقاله رای میده!

زهرا سامره

من با تجربه‌ام به شرکت‌ها از طریق تولید و توسعه محتوا کمک می‌کنم تا کسب‌و‌کار خود را رشد داده و به اهدافشان برسند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا