یک دورهمی ساده کافی است تا کسی بطری خالی نوشابه را وسط جمع بچرخاند و با لبخند بپرسد: «خب، جرات یا حقیقت؟» از همان لحظه خندهها شروع میشود، مخصوصاً اگر سؤالها کمی بامزه و غیرمنتظره باشند. در این فهرست صد مورد از سوالات جرات و حقیقت خنده دار را کنار هم گذاشتهایم؛ از اعترافهای کوچک و بیآزار گرفته تا جراتهایی که فقط کمی شجاعت و یک دل شاد میخواهند.
چطور بازی کنیم؟
اگر قوانین را بلدید، این بخش را رد کنید. اگر نه، خیالتان راحت؛ همهچیز در چند خط خلاصه میشود:
- دور هم بنشینید و یک بطری یا خودکار را وسط بچرخانید؛ سرش به هر کس رسید، باید بین «جرات» و «حقیقت» یکی را انتخاب کند.
- کسی که حقیقت را انتخاب کرده، صادقانه جواب میدهد و کسی که جرات را برداشته، کار خواستهشده را همانجا انجام میدهد.
- هر بازیکن در کل بازی یک «پاس» دارد؛ هیچکس نباید مجبور به کاری شود که معذبش میکند.
- اگر تازه با این بازی آشنا شدهاید، اول نگاهی به قوانین و ریشهی بازی جرات و حقیقت بیندازید.
سوالات حقیقت خنده دار برای شروع بازی
این سؤالها برای دور اول عالیاند؛ سبک، بیخطر و پر از خاطرههای بامزهای که هر کس دستکم یکیاش را دارد.
- خندهدارترین اسمی که تا حالا روی یک وسیله یا حیوان خانگی گذاشتهای چه بوده؟
- تا حالا جلوی آینه برای خودت سخنرانی یا مصاحبهی خیالی کردهای؟
- عجیبترین مدل مویی که در عمرت داشتهای چه شکلی بود؟
- آخرین باری که وسط راه، بیدلیل سکندری خوردی کی بود؟
- تا حالا برای کسی دست تکان دادهای که اصلاً با تو نبوده؟
- عجیبترین غذایی که دوست داری و بقیه از آن فراریاند چیست؟
- کدام آهنگ را در حمام با صدای بلند میخوانی؟
- تا حالا اسم کسی را اشتباه صدا زدهای و تا آخر مهمانی به رویت نیاوردهای؟
- خندهدارترین چیزی که در خواب گفتهای و بقیه شنیدهاند چه بوده؟
- کدام کارتون کودکی را هنوز یواشکی تماشا میکنی؟
- تا حالا دنبال عینک یا گوشی گشتهای در حالی که توی دستت بوده؟
- بچه که بودی فکر میکردی وقتی بزرگ شدی چه کاره میشوی؟
- بامزهترین سوتیای که جلوی معلم یا استادت دادی چه بود؟
- تا حالا با گیاه یا گلدان خانه درد دل کردهای؟
- چه کاری را هنوز بلد نیستی ولی همیشه وانمود کردهای که بلدی؟
- آخرین پیامی که اشتباهی برای کسی فرستادی چه بود؟
- کدام کلمه را سالها اشتباه تلفظ میکردی و تازه فهمیدی؟
- تا حالا وسط فیلم سینمایی خوابت برده و وانمود کردهای همهاش را دیدهای؟
- عجیبترین چیزی که هنوز از بچگی نگه داشتهای چیست؟
- اگر مجبور باشی تا آخر عمر فقط یک غذا بخوری، کدام را انتخاب میکنی؟
حقیقتهایی دربارهی عادتها و اعترافهای بامزه
کمی شخصیتر، اما هنوز بیآزار. قرار است بخندیم، نه اینکه کسی را در تنگنا بگذاریم.
- عجیبترین عادتی که وقتی تنها هستی داری چیست؟
- تا حالا خوراکی کسی را از یخچال خوردهای و گردن نگرفتهای؟
- صبحها بعد از زنگ ساعت، چند بار دکمهی «بعداً» را میزنی؟
- بیشترین قسمتی که از یک سریال پشت سر هم دیدهای چند تا بوده؟
- تا حالا لباس را پشتورو پوشیدهای و تا شب نفهمیدهای؟
- کدام عکس قدیمیات را دوست داری برای همیشه گم شود؟
- عجیبترین ترکیب غذایی که امتحان کردهای و عاشقش شدهای چیست؟
- تا حالا برای اینکه کاری را انجام ندهی، خودت را به خواب زدهای؟
- بامزهترین بهانهای که برای دیر رسیدن آوردهای چه بوده؟
- با کدام شخصیت کارتونی بیشتر از همه شباهت داری؟
- آخرین چیزی که در اینترنت جستوجو کردی چه بود؟
- تا حالا با خودت بلندبلند حرف زدهای و کسی مچت را گرفته؟
- چند اپلیکیشن روی گوشیات داری که هیچوقت بازشان نکردهای؟
- کدام کار خانه را از همه بیشتر میپیچانی؟
- تا حالا شکلات یا بستنی را جایی قایم کردهای که کسی پیدایش نکند؟
- عجیبترین ترسی که داری چیست؛ مثلاً از پروانه یا صدای بادکنک؟
- تقلید صدای کدام حیوان را از همه بهتر بلدی؟
- تا حالا اشتباهی سوار ماشین کس دیگری شدهای؟
- عجیبترین هدیهای که گرفتهای و مجبور شدی بگویی عاشقش شدی چه بود؟
- اگر گوشیات زبان داشت، از دستت چه شکایتی میکرد؟

جراتهای خندهدار و بیخطر
جرات خوب کسی را اذیت نمیکند؛ فقط جمع را میخنداند. همهی اینها را میشود همانجا، وسط اتاق و بدون هیچ خطری انجام داد.
- یک دقیقه مثل گویندهی اخبار، اتفاقهای امروز خانه را گزارش کن.
- تا نوبت بعدیات، هر جمله را با «به نظر بندهی حقیر» شروع کن.
- با یک قاشق روی سرت یک دور اتاق را راه برو، بدون اینکه بیفتد.
- یک آهنگ معروف را فقط با «لا لا لا» بخوان تا بقیه حدس بزنند.
- سی ثانیه مثل یک ربات حرف بزن و راه برو.
- به نفر سمت راستت سه تعریف واقعی و بامزه بکن.
- یک جوک بگو و اگر کسی نخندید، یکی دیگر تعریف کن.
- با چشم بسته و فقط با لمس کردن، سه وسیله را حدس بزن.
- تا دور بعد، مثل مجریهای مسابقهی تلویزیونی با هیجان حرف بزن.
- یک دقیقه با قیافهای کاملاً جدی به جمع نگاه کن و نخند.
- اسم همهی حاضران را از آخر به اول بگو.
- یک تبلیغ تلویزیونی برای جوراب لنگهبهلنگه بساز و اجرا کن.
- ده ثانیه مثل جوجهای که تازه از تخم درآمده، جیکجیک کن و دور خودت بچرخ.
- با دست غیرغالبت اسم خودت را روی کاغذ بنویس و به همه نشان بده.
- یک شعر کودکانه را با حالت غمگینترین آدم دنیا بخوان.
- تا نوبت بعدیات به هر سؤالی فقط با یک کلمه جواب بده.
- یک حرکت رقص اختراع کن و اسمی برایش بگذار.
- بیست ثانیه روی یک پا بایست و حروف الفبا را بخوان.
- صدای پنج حیوان مختلف را پشت سر هم دربیاور.
- سه بار پشت سر هم و بدون اشتباه بگو: «شش سیخ جگر، سی و شش سیخ جگر».
- یک ضربالمثل را با پانتومیم اجرا کن تا بقیه حدس بزنند.
- با یک کوسن، یک دقیقه گفتوگوی خیالی و جدی داشته باش.
جراتهای نمایشی برای بازیگرهای جمع
اگر در جمعتان کسی هست که همیشه دلش میخواهد روی صحنه باشد، این جراتها مال اوست.
- صحنهی معروف یک فیلم یا سریال را بدون کلام بازی کن تا بقیه حدس بزنند.
- نقش یک گارسون بینهایت مؤدب را بازی کن و از همه سفارش بگیر.
- مثل کارشناس هواشناسی، وضعیت هوای اتاق را برای فردا پیشبینی کن.
- وانمود کن سرآشپزی معروفی و طرز دم کردن چای را با جدیت آموزش بده.
- مثل راهنمای موزه، یک وسیلهی معمولی اتاق را معرفی کن.
- نقش گربهای را بازی کن که برای غذا ناز میکند.
- یک دقیقه با صدای کارتونی مورد علاقهات حرف بزن.
- یک صحنهی آهستهی فیلمهای اکشن را با حرکت آرام بازی کن.
- یک سخنرانی کوتاه و پرشور دربارهی اهمیت دمپایی ایراد کن.
- نقش مجری مسابقه را بازی کن و از نفر کناریات یک سؤال بپرس.
- مثل تماشاگر فوتبال، کسی را که دارد آب میخورد تشویق کن.
- یک آگهی فروش بامزه برای خودکارت بخوان.
- خوشحالی، تعجب، ترس و خوابآلودگی را فقط با صورتت نشان بده.
- مثل خبرنگار، با نفر سمت چپت یک مصاحبهی ویژه انجام بده.
- قصهی شنل قرمزی را در سی ثانیه تعریف کن.
- نقش آدمآهنیای را بازی کن که باتریاش دارد تمام میشود.
- یک ترانهی عاشقانه را برای یک لیوان چای بخوان.
- وانمود کن داری با قلاب یک ماهی خیلی بزرگ میگیری.
سؤالهای «اگر…» برای خندهی بیشتر
وقتی ایدهها ته کشید، این سؤالهای خیالی دوباره جمع را گرم میکنند؛ نه جواب درست دارند و نه غلط.
- اگر یک روز جای گربهی همسایه زندگی کنی، چه کار میکنی؟
- اگر فقط با یک حیوان میتوانستی حرف بزنی، کدام را انتخاب میکردی و از او چه میپرسیدی؟
- اگر زندگیات یک سریال بود، اسمش چه بود؟
- اگر یک روز نامرئی شوی، اولین کار بامزهات چیست؟
- اگر قرار بود غذای تازهای اختراع کنی، چه چیزی را با چه چیزی قاطی میکردی؟
- اگر یک ابرقدرت کاملاً بیمصرف بگیری، دوست داری چه باشد؟
- اگر وسایل خانه جان داشتند، کدامشان بیشتر از همه از تو گله میکرد؟
- اگر یک روز وزیر خوراکیها شوی، اولین دستورت چیست؟
- اگر مجبور بودی یک هفته فقط با شعر حرف بزنی، چه میکردی؟
- اگر صدای خندهات رنگ داشت، چه رنگی بود؟
- اگر میتوانستی یک حیوان عجیب را در خانه نگه داری، کدام را انتخاب میکردی؟
- اگر به گذشته برگردی، به خود دهسالهات چه توصیهی خندهداری میکنی؟
- اگر برای یک روز شخصیت کارتونی شوی، کدام را انتخاب میکنی؟
- اگر رباتی داشتی که فقط یک کار بلد بود، آن کار چه بود؟
- اگر ماشین زمانت فقط پنج دقیقه به عقب میرفت، با آن چه میکردی؟
- اگر قرار باشد یک روز تعطیل رسمی تازه بسازی، اسمش را چه میگذاری؟
- اگر لباسهایت میتوانستند حرف بزنند، اولین جملهشان چه بود؟
- اگر در یک جزیره گیر بیفتی، کدامیک از این جمع را با خودت میبری و چرا؟
- اگر مجبور شوی تا آخر عمر فقط یک ایموجی استفاده کنی، کدام است؟
- اگر مغازهای باز کنی که فقط یک چیز بفروشد، چه میفروشی؟
چند دور که گذشت و جمع هنوز سرحال بود، میتوانید سراغ بازی صندلی داغ بروید؛ آنجا هر بار یک نفر وسط مینشیند و بقیه با سؤالهایشان او را بهتر میشناسند.
سؤالهایی که زیاد میپرسید
جرات و حقیقت را با چند نفر میشود بازی کرد؟
از سه نفر به بالا بازی جان میگیرد، اما بهترین حالت بین چهار تا ده نفر است. اگر جمعتان بزرگتر بود، دو گروه جدا تشکیل بدهید تا نوبت زودتر به همه برسد.
اگر کسی نخواهد به سؤال حقیقت جواب بدهد چه کنیم؟
از «پاس» استفاده کند یا بهجای آن یک جرات ساده انتخاب کند. هدف بازی خندیدن است و هیچ سؤالی ارزش دلخوری ندارد.
چطور جراتها را خندهدار ولی بیخطر نگه داریم؟
جراتهایی انتخاب کنید که در همان اتاق و بدون وسیلهی خطرناک انجام شوند، کسی را مسخره نکنند و پای آدمهای بیرون از جمع را وسط نکشند.
دنبال سؤالها و بازیهای بیشتری هستید؟ همه فهرستها را در صفحه جامع سوالات چالشی و بازیهای گروهی ببینید.







دیدگاه شما