انشا درباره اول مهر (۴ نمونه برای روز اول مدرسه و همه پایهها)

بوی کتاب نو، کیفهایی که هنوز برچسب قیمت رویشان مانده و صف صبحگاهی که بعد از سه ماه دوباره شکل میگیرد؛ اول مهر برای هر کدام از ما یک خاطره جداست. در ادامه چند نمونه انشا درباره اول مهر برای پایههای مختلف آوردهایم، از حسوحال روز اول مدرسه در ابتدایی تا دلمشغولیهای دانشآموز سال آخر. چند نکته کاربردی هم برای نوشتن انشای خودتان کنارش گذاشتهایم.
چند نکته برای نوشتن انشا درباره اول مهر
موضوع اول مهر ساده به نظر میرسد، اما همین سادگی باعث میشود بیشتر انشاها شبیه هم شوند. با این نکتهها میتوانید متنی بنویسید که معلم آن را از میان دهها برگه به خاطر بسپارد:
- ساختار مقدمه، بدنه و نتیجه: در مقدمه حالوهوای کلی مهر را بگویید، در بدنه روز اول را قدمبهقدم تعریف کنید و در نتیجه بنویسید با چه آرزو یا تصمیمی سال تحصیلی را شروع میکنید.
- از شب قبل شروع کنید: آماده کردن کیف، اتو کردن لباس فرم و خوابی که از هیجان نمیآید، شروعهای جذابی برای انشای اول مهر هستند.
- حسهای متضاد را بنویسید: ترس و شوق، دلتنگی برای تابستان و ذوق دیدن دوستان؛ همین دوگانگی است که انشا را واقعی میکند.
- آرایهها را فراموش نکنید: با «تشبیه» حیاط شلوغ مدرسه را به کندوی زنبور مانند کنید و با «تشخیص» بگویید مدرسه بعد از سه ماه چشم باز کرد یا زنگ از خوشحالی فریاد زد.
- زاویه دید تازه امتحان کنید: اول مهر را از زبان کیف، نیمکت، زنگ یا خود ساختمان مدرسه روایت کنید.
- از فعالیتهای روز اول بنویسید: بازی آشنایی، معرفی خودتان یا مسابقهای که معلم برای یخشکنی برگزار کرد؛ اگر کلاستان هم با سوالات مسابقه کودکان شروع شد، همان را با جزئیات تعریف کنید.
انشا درباره اول مهر برای پایه سوم تا ششم ابتدایی (کوتاه)
به نام خدا
امروز اول مهر است و من از صبح خیلی خوشحالم. دیشب آنقدر ذوق داشتم که دیر خوابم برد. کیفم را سه بار باز کردم تا مطمئن شوم مدادها و دفترهای نویام سر جایشان هستند.
صبح زود مادرم صدایم کرد. لباس فرم تازهام را پوشیدم و با پدرم به مدرسه رفتم. حیاط مدرسه پر از بچه بود؛ بعضی میخندیدند و بعضی دست مادرشان را محکم گرفته بودند. وقتی دوست صمیمیام را دیدم، به طرفش دویدم و همدیگر را بغل کردیم. بعد زنگ خورد و همه در صف ایستادیم. خانم معلم با لبخند به ما خوشآمد گفت و اسم همه را پرسید. زنگ آخر هم به هر کدام از ما یک برگه رنگی داد تا آرزویمان را برای امسال رویش نقاشی کنیم.
اول مهر مثل یک جشن بزرگ است. من دوست دارم امسال خوب درس بخوانم، دوستان تازه پیدا کنم و آخر سال با کارنامهای خوب، دل پدر و مادرم را شاد کنم.
انشا درباره اول مهر برای پایه هفتم تا نهم
به نام خدا
مقدمه: اول مهر برای من همیشه بوی دفتر نو و مداد تراشیده میداد، اما امسال بوی دیگری هم داشت: بوی دلشوره. قرار بود برای اولین بار به مدرسهای بروم که هیچکس را در آن نمیشناختم؛ مدرسه دوره اول متوسطه.
بدنه: ساختمان مدرسه جدید از مدرسه ابتداییمان خیلی بزرگتر بود. راهروهای طولانی و کلاسهایی با شمارههای گیجکننده داشت و من دو بار راه کلاس خودم را گم کردم. وقتی بالاخره رسیدم، روی آخرین نیمکت نشستم و سعی کردم کسی متوجه دستهای لرزانم نشود.
زنگ اول، معلم ادبیات وارد شد. بهجای درس دادن، از ما خواست هر کس سه جمله درباره خودش بنویسد و بعد کاغذها را با هم عوض کنیم. کاغذ من به دست پسری افتاد که او هم عاشق فوتبال و کتابهای علمیتخیلی بود. زنگ تفریح کنار هم ایستادیم و آنقدر حرف زدیم که صدای زنگ بعدی را نشنیدیم. فهمیدم پشت چهرههای غریبه، دوستان تازهای منتظرند.
در ساعتهای بعد با چند معلم دیگر آشنا شدم. هر کدام روش خودشان را داشتند؛ یکی جدی و دقیق بود و دیگری شوخ و پرانرژی. برنامه هفتگیام پر از درسهای تازه بود و کمی ترسیدم، اما در همان حال حس کردم بزرگتر شدهام.
نتیجه: آن روز یاد گرفتم که ترس از شروعهای تازه طبیعی است، اما نباید بگذاریم این ترس جلوی ما را بگیرد. اول مهر امسال، روز خداحافظی با کودکی و سلام به نوجوانی من بود و حالا با شوق، منتظر روزهای بعدم.

انشا درباره اول مهر برای دبیرستان (ادبی و توصیفی)
به نام خدا
مهر از راه رسیده است؛ بیهیاهو، با کولهباری از بوی کاغذ و نم باران. صبح اولین روزش، شهر زودتر از همیشه بیدار میشود. خیابانهایی که تا دیروز در خواب تابستانی فرو رفته بودند، ناگهان پر از رنگ لباسهای فرم و صدای قدمهای کوچک و بزرگ میشوند.
سر هر کوچه، مادری گره روسری دخترش را مرتب میکند و پدری برای آخرین بار بند کفش پسرش را میبندد. سرویسهای مدرسه مثل زنبورهای زرد از این خیابان به آن خیابان میروند. در حیاط مدرسه، نیمکتهای چوبی که تمام تابستان چشمانتظار مانده بودند، دوباره گرمای دستها را حس میکنند و تخته کلاس، با اولین سطری که بر آن نوشته میشود، از خواب طولانیاش برمیخیزد.
زنگ که به صدا درمیآید، صدایش در کوچههای اطراف هم میپیچد؛ گویی مدرسه با تمام وجود اعلام میکند که دوباره زنده شده است. صفها شکل میگیرند، سلامها رد و بدل میشوند و نگاهها، پر از قصههای ناگفته تابستان، دنبال آشناها میگردند.
برای من که سال آخر دبیرستان را آغاز میکنم، این مهر رنگ دیگری دارد. به کلاس اولیهایی نگاه میکنم که با چشمان نگران دست مادرشان را رها نمیکنند و خودم را میبینم، سالها پیش، با کیفی که از قدم بزرگتر بود. چه زود گذشت! حالا آن کودک ترسیده، نوجوانی است که باید برای آیندهاش تصمیم بگیرد و هر روز این سال، وزنی تازه بر شانههایش دارد.
اول مهر تنها آغاز یک سال تحصیلی نیست؛ دروازهای است که هر سال باز میشود تا ما یک قدم دیگر به رؤیاهایمان نزدیکتر شویم. باید از این دروازه با امید گذشت، چون هیچ برگ دفتری از پیش نوشته نشده و قلم، این بار هم در دست خود ماست.
انشا درباره اول مهر از زبان مدرسه
به نام خدا
سلام بچهها، من مدرسه شما هستم. سه ماه تمام در سکوت ماندم. در این مدت فقط باد از لای پنجرههای بستهام رد میشد و گربه سیاهی که گاهی در حیاطم آفتاب میگرفت، تنها مهمانم بود.
در این تابستان، باغبان پیر درختهایم را آب داد، نقاشها دیوارهایم را رنگ زدند و نیمکتهایم را تعمیر کردند. اما هیچکدام از اینها خوشحالم نمیکرد، چون دلم برای صدای خنده شما تنگ شده بود؛ برای دعواهای کوچک سر توپ، برای پچپچهای سر کلاس و حتی برای صدای جیغ گچ روی تخته.
امروز صبح، وقتی در بزرگم باز شد و شما مثل رودی پرهیاهو به داخل ریختید، احساس کردم دوباره جان گرفتهام. زنگم را با تمام وجود به صدا درآوردم تا بدانید چقدر منتظرتان بودم. چند کلاس اولی را دیدم که گریه میکردند؛ دلم میخواست بغلشان کنم و بگویم: «نترسید، من خانه دوم شما هستم.»
بچهها، قول میدهم امسال هم پناهتان باشم. فقط شما هم قول بدهید با دیوارهایم مهربان باشید، روی میزهایم یادگاری ننویسید و هر روز با شوق یاد گرفتن از درم وارد شوید. خوش آمدید!
جملههای زیبا برای انشا درباره اول مهر
این جملهها برای مقدمه و نتیجه انشا مناسباند؛ میتوانید یکی دو تا را انتخاب کنید و به سبک خودتان تغییر دهید:
- مهر با بوی کتاب نو و مداد تراشیده از راه میرسد.
- اول مهر، دفتر سفیدی است که فرصت دوباره نوشتن را به ما میدهد.
- صدای زنگ مدرسه در اول مهر، مثل سلامی گرم بعد از سفری طولانی است.
- حیاط مدرسه در روز اول، کندویی پر از زنبورهای پرشور است.
- کیفهای نو بر دوش بچهها، پر از آرزوهای کوچک و بزرگ است.
- مهر آمد تا قلمها دوباره بیدار شوند.
- نیمکتهای کلاس بعد از سه ماه، دوباره گرمای دوستی را حس میکنند.
- اول مهر یادمان میدهد هر پایانی، آغاز تازهای در دل خود دارد.
سؤالهایی که زیاد میپرسید
انشا درباره اول مهر را چگونه شروع کنیم؟
با یک تصویر حسی شروع کنید؛ مثلاً بوی کتاب نو، صدای زنگ یا شب بیخوابی قبل از مدرسه. این شروع از جملههای کلیشهای مثل «مهر ماه، ماه بازگشایی مدارس است» جذابتر است.
برای انشای روز اول مدرسه از چه خاطرهای بنویسیم؟
یک لحظه مشخص را انتخاب کنید: دیدن دوست قدیمی، گم شدن در راهروی مدرسه تازه، اولین حرف معلم یا گریه یک کلاس اولی. توصیف دقیق همین یک لحظه، از فهرست کردن همه اتفاقهای روز تأثیرگذارتر است.
نتیجهگیری انشا درباره اول مهر چه بنویسیم؟
در نتیجه بگویید با چه حس و تصمیمی سال تحصیلی را شروع میکنید؛ مثلاً منظمتر بودن، پیدا کردن دوست تازه یا تلاش بیشتر در یک درس. یک جمله امیدوارکننده، پایان را به یاد ماندنی میکند.
نمونه انشا درباره موضوعهای دیگر هم لازم دارید؟ فهرست کامل را در صفحه جامع نمونه انشا ببینید.






