آبراهام لینکلن کیست؟ (زندگینامه کامل رئیسجمهور آمریکا)
آبراهام لینکلن کیست؟ دوران ریاستجمهوری
آیا میدانید آبراهام لینکلن کیست؟ آبراهام لینکلن شانزدهمین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا بود. او سیاستمداری بزرگ، رهبری اخلاقمحور و شخصیتی تأثیرگذار در تاریخ جهان بود که با شجاعت، خرد و پایبندی به اصول انسانی، مسیر تاریخ آمریکا و مفاهیم آزادی و برابری را برای همیشه تغییر داد.
در میان قهرمانان آمریکایی، لینکلن همچنان جذابیت بینظیری برای هموطنان خود و همچنین مردم سرزمینهای دیگر دارد. این جذابیت از داستان زندگی قابلتوجه، مرگ دراماتیک و شخصیت انسانی و بشردوست متمایز او ناشی میشود.
بیوگرافی آبراهام لینکلن
آبراهام لینکلن ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ در ایالت کنتاکی آمریکا و در خانوادهای فقیر به دنیا آمد. دوران کودکی او با سختیهای فراوان، فقر مالی و کارهای طاقتفرسا گذشت.
لینکلن در کلبهای در جنگلهای دورافتاده، در ۵ کیلومتری جنوب هاجنویل، کنتاکی، متولد شد و در دوسالگی به مزرعهای در دره مجاور، ناب کریک، رفت.
اولین خاطرات او از این خانه و بهویژه سیل ناگهانی بود که زمانی ذرت و دانههای کدوتنبلی را که او به پدرش در کاشتن کمک کرده بود، شست و با خود برد.
پدرش، توماس لینکلن، از نوادگان شاگرد بافندهای بود که در سال ۱۶۳۷ از انگلستان به ماساچوست مهاجرت کرده بود. اگرچه توماس نسبت به برخی از اجداد لینکلن خود بسیار مرفهتر بود، اما پیشگامی قوی بود.
او تحصیلات رسمی بسیار محدودی داشت، اما باعلاقه فراوان به مطالعه، بهصورت خودآموز دانش خود را در زمینههای مختلف از جمله تاریخ، ادبیات و حقوق گسترش داد.
کودکی و جوانی
در دسامبر ۱۸۱۶، توماس لینکلن، در مواجهه با یک دعوی حقوقی که مالکیت مزرعهاش در کنتاکی را به چالش میکشید، به همراه خانوادهاش به جنوب غربی ایندیانا نقلمکان کرد.
در آنجا، بهعنوان یک متصرف غیرقانونی در زمینهای عمومی شناخته شد. سپس خیلی زود او یک کلبه دائمی ساخت و بعداً زمینی را که کلبه روی آن قرار داشت، خرید.
ناخوشایندترین دوره کودکی او پس از مرگ مادرش در پاییز ۱۸۱۸ بود. او بهعنوان یک کودک نهساله ژندهپوش، شاهد دفن شدن او در جنگل بود.
ازدواج آبراهام لینکلن
لینکلن در دوران اقامتش در نیو سالم با راتلج آشنا شد. اما لینکلن در مرگ نابهنگام او، در سال ۱۸۳۵، سوگوار شد. یک سال پس از مرگ راتلج، لینکلن به رابطهای بیمیل با مری اوونز ادامه داد، که در نهایت به این نتیجه رسید که لینکلن نمیتواند رابطه عاطفی برقرار نماید سپس مری اوونز پیشنهاد او را رد کرد.

اولین و تنها عشق واقعی زندگی لینکلن،مری تاد بود. تاد، زنی سرزنده، تیزهوش و تحصیلکرده، از خانوادهای نسبتاً متشخص در کنتاکی بود.
برخی از آنها از ارتباط او با لینکلن خوششان نمیآمد و او نیز هر از گاهی شک میکرد که آیا میتواند او را خوشحال کند یا نه. با این وجود، آنها نامزد شدند.
سپس، در سال ۱۸۴۱ که لینکلن از آن بهعنوان اول ژانویهی شوم یاد میکند، نامزدیشان به هم خورد. مدتی پس از آن، لینکلن دچار افسردگی و ناامیدی شدیدی شد. سرانجام این دو با هم آشتی کردند و در ۴ نوامبر ۱۸۴۲ ازدواج نمودند.
سپس چهار فرزند، همگی پسر، از خانواده لینکلن متولد شدند. ادوارد بیکر تقریباً ۴ساله بود که درگذشت و ویلیام والاس ۱۱ساله نیز بعد از آن درگذشت.
رابرت تاد، بزرگترین فرزند، تنها فرزندی بود که تا بزرگسالی زنده ماند، اگرچه فرزند موردعلاقه لینکلن، توماس بود. او با شکاف کام و نوکزبانی صحبت میکرد، بیشتر از پدرش عمر کرد. لینکلن تربیت فرزندانش را تا حد زیادی به مادرشان سپرد که در رفتار با آنها به طور متناوب سختگیر بود.
ورود به سیاست
لینکلن فعالیت سیاسی خود را از سطح محلی آغاز و بهتدریج به یکی از چهرههای شناختهشده سیاسی تبدیل شد. او ابتدا بهعنوان وکیل فعالیت میکرد و به دلیل صداقت، قدرت استدلال و پایبندی به اصول اخلاقی شهرت پیدا کرد. دیدگاه او درباره مخالفت با گسترش بردهداری، نقش مهمی در پیشرفت سیاسیاش داشت.
دوران ریاستجمهوری
آبراهام لینکلن در سال ۱۸۶۱ بهعنوان رئیسجمهور آمریکا انتخاب شد. آغاز ریاستجمهوری او همزمان با یکی از بحرانیترین دورههای تاریخ آمریکا بود؛ زمانی که اختلاف میان ایالتهای شمالی و جنوبی به جنگ داخلی آمریکا انجامید.
مهمترین هدف لینکلن در این دوران، حفظ اتحاد کشور بود. او باوجود فشارهای شدید سیاسی و نظامی، تلاش کرد ایالات متحده را بهعنوان یک کشور واحد حفظ کند و از تجزیه آن جلوگیری نماید.
لغو بردهداری
یکی از بزرگترین دستاوردهای آبراهام لینکلن، نقش او در لغو بردهداری است. او در سال ۱۸۶۳ با صدور فرمان آزادی بردگان، گامی تاریخی در جهت پایان دادن به نظام بردهداری برداشت.
این اقدام نهتنها تأثیر عمیقی بر جامعه آمریکا گذاشت، بلکه جایگاه لینکلن را بهعنوان نماد آزادی و حقوق بشر در تاریخ جهان تثبیت کرد.
ترور و مرگ
آبراهام لینکلن در ۱۴ آوریل ۱۸۶۵، تنها چند روز پس از پایان جنگ داخلی آمریکا، توسط فردی به نام جان ویلکس بو ترور شد و جان باخت. مرگ او موجی از اندوه و تأثر را در آمریکا و سراسر جهان به دنبال داشت و او را به یکی از چهرههای اسطورهای تاریخ تبدیل کرد.






