بهداشت و سلامتتغذیه سالم

تفاوت بی‌اشتهایی عصبی با پرخوری عصبی (از نشانه‌ها تا درمان)

تفاوت بی‌اشتهایی عصبی با پرخوری عصبی چیست؟ بهترین راهکارهای درمانی

اکثر افراد تصور می‌کنند بی‌اشتهایی عصبی همان لاغری شدید است و پرخوری عصبی یعنی ولع بی‌کنترل برای خوردن. اما این دو اختلال درست نقطه‌ی مقابل هم نیستند. بی‌اشتهایی عصبی بیشتر شبیه یک اعتصاب غذای اجباری و درازمدت است که ریشه در ترس از چاقی دارد. در حالی که پرخوری عصبی یعنی فرد مرتباً به دوره‌های خوردن بی‌وقفه می‌افتد و بعد با استفراغ یا ملین‌ها خود را خلاص می‌کند. در این مطلب به طور کامل بررسی می‌کنیم تفاوت بی‌اشتهایی عصبی با پرخوری عصبی چیست و چرا اشتباه گرفتنشان می‌تواند خطرناک باشد. علاوه بر این روش جبران کالری، تأثیر روی وزن بدن و عوارض هر کدام را توضیح می‌دهیم تا راحت‌تر بتوانید این دو اختلال خوردن را از هم تشخیص دهید.

 

تفاوت بی‌اشتهایی عصبی با پرخوری عصبی

بسیاری از ما وقتی می‌شنویم اختلال خوردن، بی‌اختیار یاد لاغری بیش‌ از حد یا ولع عجیب برای خوردن می‌افتیم. اما واقعیت پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. بی‌اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی هر دو جزو اختلالات جدی روان‌پزشکی محسوب می‌شوند، اما هیچ‌کدام شبیه آن چیزی نیستند که در تصور عمومی جا افتاده است. در این بخش مهم‌ترین تفاوت‌های این دو را بررسی می‌کنیم.

ترس از افزایش یا کاهش وزن بدن

در بی‌اشتهایی عصبی یا آنورکسیا، فرد تصویری تحریف‌ شده از بدن خود دارد. حتی وقتی خیلی لاغر است، باز هم خود را چاق می‌بیند. ترس از افزایش وزن آن‌قدر شدید است که فرد به شکل عمدی غذای کافی نمی‌خورد. اما در پرخوری عصبی یا بولیمیا، تمرکز اصلی روی احساس از دست‌دادن کنترل است. فرد دچار دوره‌های پرخوری می‌شود، بعد به دلیل همین کار احساس گناه و شرم می‌کند. در پرخوری عصبی هم ترس از چاقی وجود دارد، اما این ترس معمولاً بعد از پرخوری ظاهر می‌شود، نه پیش از آن.

روش جبران کالری

شاید مهم‌ترین فرق این دو اختلال در همین باشد. در بی‌اشتهایی عصبی، فرد معمولاً با روزه‌داری طولانی، ورزش اجباری یا خوردن خیلی کم، کالری را محدود می‌کند. اما در نوع دوم، بعد از هر دوره پرخوری، فرد دست به اقدامات جبرانی می‌زند. استفراغ عمدی، مصرف ملین‌ها، دیورتیک‌ها یا ورزش سنگین. در واقع در پرخوری عصبی، فرد غذا می‌خورد بعد دنبال راهی برای خلاص شدن از آن می‌گردد. در بی‌اشتهایی اصلاً نمی‌گذارد غذای زیادی وارد بدن شود.

محدوده وزن بدن

یکی از مواردی که کمک می‌کند این دو اختلال را از هم جدا کنیم، وزن فرد است. در بی‌اشتهایی عصبی، وزن بدن به طرز چشم‌گیری پایین‌تر از حد طبیعی است. پزشکان معمولاً از شاخص توده بدنی (BMI) کمتر از ۱۸.۵ صحبت می‌کنند. اما در پرخوری عصبی، وزن فرد اغلب در محدوده طبیعی یا حتی بالاتر از آن قرار دارد. به همین دلیل خیلی وقت‌ها پرخوری عصبی دیرتر تشخیص داده می‌شود، چون از نظر ظاهری مشکل واضحی به نظر نمی‌رسد.

الگوی غذا خوردن

بی‌اشتهایی عصبی یعنی محدودیت شدید و وسواسی در غذا خوردن. فرد ممکن است ساعت‌ها به مواد غذایی فکر کند؛ اما جرأت خوردن نداشته باشد. بعضی از افراد مبتلا به بی‌اشتهایی، انواع غذاها را طبقه‌بندی می‌کنند و فقط چند خوراکی خاص را مجاز می‌دانند. اما در پرخوری عصبی، الگو کاملاً فرق می‌کند. معمولاً فرد در طول روز خیلی کم یا عادی می‌خورد، اما در یک بازه کوتاه مثلاً دو ساعت حجم عظیمی از غذا را بدون کنترل می‌بلعد. غذاهایی که اغلب در این حملات خورده می‌شوند، پرکالری، شیرین یا چرب هستند.

عوارض جسمانی

بی‌اشتهایی عصبی در بلندمدت به پوکی استخوان، آتروفی مغز، نارسایی کلیه و اختلال در عملکرد قلب منجر می‌شود. ضربان قلب کند، فشارخون پایین و ریزش مو از نشانه‌های شایع آن است. اما پرخوری عصبی بیشتر دستگاه گوارش و دهان را درگیر می‌کند. اسید معده در اثر استفراغ مکرر به مینای دندان آسیب می‌زند، غدد بزاقی متورم می‌شوند، مری دچار التهاب و گاهی پارگی می‌شود. علاوه بر این عدم تعادل الکترولیت‌ها در پرخوری عصبی می‌تواند به ایست قلبی ناگهانی بینجامد. پس هیچ‌کدام بی‌خطر نیستند، فقط نحوه آسیبشان فرق می‌کند.

نکته مهم:

در پایان باید گفت این دو اختلال گاهی با هم تداخل پیدا می‌کنند یا فرد در بازه‌های مختلف زندگی، یکی را تجربه می‌کند. اما شناخت تفاوت‌های آن‌ها کمک می‌کند که هم خودمان بهتر متوجه مشکلاتمان شویم و هم اگر کسی نزدیکمان دست‌وپنجه نرم می‌کند، بتوانیم بدون قضاوت و با آگاهی به او نزدیک شویم.

چگونه فروپاشی عصبی را درمان کنیم؟ نحوه تشخیص آن را در این مطلب بخوانید:

فروپاشی عصبی چیست؟

شباهت بی‌اشتهایی عصبی و پرخوری

  • این دو اختلال در خوردن شاید در ظاهر دو جور متفاوت به نظر برسند، اما ریشه‌هایشان بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم به هم شبیه است.
  • در هر دو، فرد با تصویر بدن خودش درگیر است، انگار در آینه چیزی می‌بیند که دیگران نمی‌بینند.
  • ترس از اضافه وزن در هر دو اختلال حس می‌شود، حتی اگر وزن فرد گاهی پایین‌تر از حد معمول باشد.
  • این بیماری‌ها بیشتر از آنکه ربطی به غذا داشته باشند، راهی برای کنترل احساساتی مثل استرس، غم یا خشم هستند.
  • فردی که بی‌اشتهایی دارد مدام از خوردن پرهیز می‌کند و فرد دیگر بعد از پرخوری به فکر جبران می‌افتد.
  • هر دو برای آرام کردن ذهن به بدنشان آسیب می‌زند.
  • شاید مهم‌ترین شباهتشان این باشد که فرد میان نیاز به کنترل و وسوسه از دست دادن کنترل گیر کرده است.
  • درمان هم برای هر دویشان زمان می‌برد و نیاز به حمایت دارد. هر دو به دلیل احساس ناکافی بودن شروع می‌شوند. همین شباهت کافی است تا با دقت بیشتری به افرادی که از این مشکلات رنج می‌برند نگاه کنیم.

 

نشانه‌های اختلال در خوردن این دو مورد

در این بخش به بررسی علائم رایج این دو اختلال می‌پردازیم.

کاهش شدید وزن

یکی از نخستین نشانه‌های بی‌اشتهایی عصبی، کاهش چشمگیر وزن است. فرد به شکلی مداوم از خوردن غذا سرباز می‌زند و هیچ تلاشی برای حفظ وزنی متناسب با قد و سن خود نمی‌کند. حتی وقتی دیگران نگران لاغری مفرط او می‌شوند، خودش چنین وضعیتی را خطرناک نمی‌بیند. این ویژگی را اختلال در پذیرش تصویر بدنی می‌نامند. گاهی وزن فرد به حدی پایین می‌آید که توان انجام کارهای روزمره را از دست می‌دهد، اما باز هم اصرار دارد که باید لاغرتر شود.

نگرانی افراطی از چاق شدن و بررسی اندام‌ها

در بی‌اشتهایی عصبی، ترس از افزایش وزن به یک فکر ثابت و آزاردهنده تبدیل می‌شود. فرد مدام خود را در آینه وارسی می‌کند، بخش‌های مختلف بدن را می‌فشارد یا با متر نواحی گوناگون را اندازه می‌گیرد. هر بار که کمی احساس پُری یا نفخ می‌کند، بی‌قراری عجیبی به او دست می‌دهد. این نگرانی آنقدر شدید است که حتی وقتی پزشک می‌گوید وزن شما خیلی کم است، باز هم باور نمی‌کند و خود را چاق می‌پندارد.

پنهان‌کاری در غذا خوردن

بیماران مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی اغلب از نشستن سر سفره یا مهمانی فرار می‌کنند. بهانه می‌آورند که قبلاً غذا خوردم یا حالم خوب نیست. گاهی لقمه را در دهان نگه می‌دارند، آن را به قطعات بسیار ریز خرد می‌کنند یا مخفیانه غذا را دور می‌ریزند. این رفتارها معمولاً با حساسیت زیادی دنبال می‌شود و فرد از هر چیزی که باعث شود دیگران متوجه نخوردنش شوند، به شدت پرهیز می‌کند.

دوره‌های پنهان پرخوری

در پرخوری عصبی، فرد مقدار زیادی غذا، معمولاً شیرینی، نان، کیک یا غذاهای پرکالری را در زمانی کوتاه و بدون کنترل می‌خورد. این اتفاق اغلب تنها و پنهانی رخ می‌دهد. پس از آن، با اضطراب فراوان سعی می‌کند خوراکی‌های خورده شده را از بدن خارج کند. رایج‌ترین روش، ایجاد استفراغ با تحریک گلو است. اما برخی نیز به سراغ مصرف زیاد ملین‌ها یا قرص‌های مدر می‌روند. نکته مهم این است که فرد میان دوره‌های پرخوری احساس گناه شدید و شرم دارد

استفاده مکرر از ملین‌ها و ورزش اجباری

یکی از نشانه‌های پرخوری عصبی، تلاش بی‌وقفه برای جبران کالری دریافتی است. فرد به خودش اجازه نمی‌دهد بعد از غذا آرام بگیرد. گاهی ساعت‌ها پیاده‌روی یا دویدن اجباری انجام می‌دهد. یا هر روز چند بار از ملین‌ها استفاده می‌کند، بی‌آنکه یبوستی داشته باشد. این رفتارها معمولاً مخفیانه و با این باور غلط دنبال می‌شود که اگر این کار را نکنم، حتماً وزنم بالا می‌رود. در حالی که پزشکان تأکید دارند چنین روش‌هایی بی‌فایده بوده و حتی به مرور به قلب، کلیه‌ها و دستگاه گوارش آسیب جدی می‌زند.

علت شوک عصبی چیست؟ علائم رایج و نحوه رهایی از آن را در این مطلب بخوانید:

علت شوک عصبی چیست؟

دلایل ابتلا به بی‌اشتهایی عصبی

گاهی این وضعیت از جایی شروع می‌شود که آدم فکر می‌کند باید روی بدنش کنترل داشته باشد، مخصوصاً وقتی در زندگی حس می‌کند چیزی دست خودش نیست. برخی از آدم‌ها با دیدن یک عکس یا حرف دیگران، به تدریج از خوردن ساده‌ترین چیزها هم می‌ترسند. در این شرایط، ذهن طوری شرطی می‌شود که لاغری را مساوی با ارزشمندی می‌بیند. گاهی هم ریشه در کودکی دارد. مثلاً وقتی پدر و مادر زیادی روی غذا یا وزن بچه حساس بوده‌اند. بعضی‌ها با نخوردن، بی‌آنکه بدانند، به یک جور اعتراض پنهانی دست می‌زنند. فشارهای اجتماعی و مدهای لاغری هم بی‌تأثیر نیستند، مخصوصاً برای نوجوان‌هایی که تازه می‌خواهند خودشان را ثابت کنند. آنچه در ظاهر سخت‌ترین کنترل روی خوردن به نظر می‌رسد، در باطن اغلب فریاد بی‌کسی یا کمال‌گرایی افراطی است. خلاصه، این مشکل یک شبه پیش نمی‌آید، بلکه تارهای نامرئی از ناراحتی، انتظار و ترس را در هم تنیده است.

 

دلایل ابتلا به پرخوری عصبی

اکثر افراد تصور می‌کنند پرخوری عصبی فقط به دلیل ضعف اراده است، اما واقعیت چیز دیگریست. ریشه‌اش اغلب به فشارهایی برمی‌گردد که آدم از کودکی یا نوجوانی با خودش حمل می‌کند. مثلاً انتظار همیشگی برای لاغر بودن، یا سرزنش‌های تکراری سر سفره‌ی غذا. گاهی هم داستان از جایی شروع می‌شود که شخص بعد از یک شکست عاطفی یا استرس کاری، اولین‌ بار سراغ یخچال می‌رود تا خودش را آرام کند. بعد از مدتی، این عادت تبدیل به چرخه‌ای می‌شود‌. تنهایی، خوردن اجباری، احساس گناه و بعد هم خلاصی موقت با ورزش سخت. آن وسط، نقش ژنتیک و تغییرات شیمیایی مغز را هم نمی‌شود نادیده گرفت. در بسیاری از موارد، یک رژیم سخت و طولانی برای لاغری، جرقه‌ی اولیه را می‌زند. نکته‌ی عجیب این که خود سرزنش کردن شدید بعد از هر پرخوری، فقط این چرخه را محکم‌تر می‌کند. شاید ساده‌ترین راه برای فهمیدن این اختلال این باشد که به جای قضاوت، بپرسیم چه دردی پشت این رفتار پنهان شده است.

 

بررسی رویکردهای درمانی

درمان این اختلالات معمولا از جایی شروع می‌شود که خود فرد تصمیم می‌گیرد که از دیگران کمک بگیرد. هرچند گاهی خانواده یا دوستان اولین افرادی هستند که متوجه مشکل می‌شوند. روان‌درمانی، به ویژه رویکرد شناختی – رفتاری، در این مسیر نقشی کلیدی دارد و به فرد کمک می‌کند تا آرام آرام باورهای غلط درباره تصویر بدن و غذا خوردن را کنار بگذارد. برای بی‌اشتهایی عصبی، هدف اول بازگرداندن وزن به محدوده ایمن است، نه با اجبار، بلکه از طریق برنامه غذایی منظم و حمایت تغذیه‌ای. در پرخوری عصبی، درمان بیشتر معطوف به شناسایی محرک‌های پرخوری و یافتن راهکارهایی برای واکنش نشان ندادن به آن محرک‌هاست. گاهی پزشک داروهایی مثل فلوکستین را تجویز می‌کند که به کاهش دوره‌های پرخوری و پاک‌سازی کمک می‌کند. در موارد شدیدتر، بستری کوتاه مدت در بیمارستان یا مراکز تخصصی ضرورت پیدا می‌کند تا از خطرات جسمی جدی پیشگیری شود. مهم این است که درمان معمولا ماه‌ها طول می‌کشد و بازگشت به حالت عادی تدریجی است. هیچ‌کس نباید انتظار معجزه یک شبه داشته باشد. آنچه بیش از هر روشی جواب می‌دهد، صبوری خود فرد و حمایت بی‌وقفه اطرافیانش است. در واقع، شاید بتوان گفت اولین گام واقعی درمان، پذیرش این نکته است که اشکالی ندارد آهسته پیش بروی، تا وقتی که دیگر تنها نباشی.

بهترین درمان زانو درد عصبی چیست؟ نشانه‌های شایع آن را در این مطلب بخوانید:

بهترین درمان زانو درد عصبی

سؤالات متداول در مورد تفاوت بی‌اشتهایی عصبی با پرخوری عصبی

در این بخش به پرسش و پاسخ رایج در این زمینه می‌پردازیم.

 

آیا این دو اختلال در خوردن باعث ریزش مو و مشکلات دندانی می‌شوند؟

بله اما به دلایل متفاوت. در بی‌اشتهایی عصبی، ریزش مو عمدتاً ناشی از سوءتغذیه شدید و کمبود پروتئین و آهن است. اما در پرخوری عصبی، مشکل اصلی دندان است؛ چون اسید معده در اثر استفراغ مکرر به مینای دندان آسیب می‌زند. هر دو اختلال می‌توانند ضعف شدید بدنی، افت فشارخون و نامنظمی قاعدگی در زنان ایجاد کنند. نکته مهم این است که فرد مبتلا به پرخوری عصبی برخلاف بی‌اشتهایی، معمولاً از بیماری خود شرمنده است و آن را پنهان می‌کند.

 

چرا بعضی افراد لاغر می‌مانند؛ اما باز هم پرخوری می‌کنند؟

این سؤال خیلی خوب به مرز بین دو اختلال اشاره دارد. در واقع برخی افراد ابتدا به بی‌اشتهایی عصبی مبتلا هستند، اما بعد از مدتی دچار دوره‌های پرخوری هم می‌شوند. تفاوت کلیدی با پرخوری عصبی ساده در اینجاست. در بی‌اشتهایی عصبی، فرد حتی با وجود پرخوری گاه‌به‌گاه، همچنان وزن بدنی‌اش به طور مشخص پایین‌تر از حد نرمال است. در پرخوری عصبی معمولی، وزن اغلب در محدوده نرمال قرار دارد.

 

کدام یک از این دو اختلال سخت‌تر درمان می‌شود؟

درمان هر دو سخت است، اما به دلایل متفاوت. برای بی‌اشتهایی عصبی، اولین و بحرانی‌ترین مرحله، بازگرداندن وزن به محدوده امن و جلوگیری از خطر مرگ ناشی از گرسنگی است. درمان پرخوری عصبی معمولاً با روان‌درمانی شناختی – رفتاری شروع می‌شود تا چرخه پرخوری و پاک‌سازی شکسته شود. در مجموع، بی‌اشتهایی عصبی مرگ‌آورترین اختلال روانپزشکی است و مقاومت بیمار به درمان بیشتر است. اما پرخوری عصبی پاسخ بهتری به درمان می‌دهد، به شرطی که فرد تمایل به کمک گرفتن داشته باشد. در هر دو مورد، حمایت خانواده و مشاوره تغذیه‌ای ضروری است.

 

سخن پایانی

در این مطلب سعی کردیم نشان دهیم که بی‌اشتهایی عصبی فقط لاغری مفرط نیست و پرخوری عصبی هم صرفاً ولع غذایی بی‌کنترل به حساب نمی‌آید. هر کدام ریشه در ترس و احساس متفاوتی دارند. یکی جلوی غذا را می‌گیرد و دیگری بعد از خوردن به فکر خلاص شدن از آن می‌افتد. شاید مهم‌ترین نکته این باشد که از روی وزن یا ظاهر کسی نمی‌شود مطمئن شد چه خبری درونش می‌گذرد. گاهی یک آدم با وزن معمولی، ماه‌هاست درگیر استفراغ‌های پنهانی و شرم‌آور است و کسی نمی‌فهمد. در مقابل، کسی آنقدر لاغر شده که دیگر توان راه رفتن ندارد؛ اما باز هم خودش را چاق می‌بیند. پس هرگاه نشانه‌ای از این رفتارها در خود یا نزدیکانتان دیدید، بی‌آنکه قضاوت یا ترس به هم بزنید، سعی کنید آرام و محترمانه حرف بزنید. اولین قدم برای رهایی، فقط پذیرفتن این است که مشکل وجود دارد. قدم دوم، پیدا کردن یک متخصص کاربلد است. مابقی راه، با حمایت و زمان درست می‌شود. اگر تاکنون تجربه‌ای نزدیک از این دو اختلال داشته‌اید، چه در خودتان و چه در اطرافیان، می‌توانید نظر خود را پایین همین صفحه برای ما و سایر مخاطبان مجله جوان ایرانی بنویسید. لازم نیست کارشناس باشید؛ فقط کافی است آنچه دیده‌اید یا حس کرده‌اید را با زبانی ساده به اشتراک بگذارید.

چقدر این مقاله واستون مفید بود؟

روی ستاره ها کلیک کنید تا رایتون ثبت بشه

میانگین امتیازات 4.5 / 5. تعداد رای های شمرده شد: 48

اولین نفری باشید که به این مقاله رای میده!

بهار علیزاده

همیشه بهترینِ خودم، خاص و منحصر به فرد! دیجیتال مارکتینگ و سئو نظرمه. زندگی برای من مسابقه نیست! از مسیر لذت می‌برم... راز خوشحالیِ من: کمک به دیگران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا